تبليغاتX
Daisypath Friendship tickers Daisypath Vacation tickers دفتر خاطرات من و عارف

دفتر خاطرات من و عارف

به نام او که آسمان آبی عشق را آفرید تا مرغ عشقمان در آن پر بگشاید

حال و هوای این روزها...

HELLO:

عشقووولیم دیروز یهو رفت تهران    چون یه روز از سربازی گویا مونده بود و قبول نکردن که نره خلاصه دیروز رفت شب 12.5 اینا بود که رسید بهدش گفتن گویا امروز و براش روز پایان خدمت زدن و دیه پست ندارررره!!!!...   از امروز دیه عارفیم رفته دنبال تسویه حسابشو اینا که دیه کلا تموم شه... ایشالااا زودی تموم شه کاراش برگرددده پیشم که دلم براش تنگووونیده کلییی...

دیروز دیدم اون پسره که بالای وبلاگه آخرش به اون گل رسیدو تتموم شد...  یه لحظه یاد اولین روزا افتادم که تازه اونو گذاشته بودمش اون بالا ...دلم گرفته بوود...  کلی حساب میکردم که در روز اون چقدر راه میره   بهدش هر ماه که یکم میرفت جلو کلللی ذوق میکردم چقدر میگفتم زودی برسه به اون گل و تموم شه و دیروز همون روزی بود که پسره به اون گل رسییید.... خدا رو شکر تموم شد اون روزاااا ...

حال و هوای اینروزام خیلی عجیب شددده... اصلا نیدونم چیکار کنم ... یه روز بلند میشم میخوام ارشد بخونم بهد که میرم نت دنبال منابع یهو میگم بیخی باااا کی حوصله شو داره حالااا .... یه روز کسلم ... یه روز یه جور دیه... کلا متغیره حال و هوای این روزها....

امروز تصمیم گرفتیم برا مامی یه پیرهن بدوزیم برا خونه... تا یه حدی سرگرم شددددم ... خوشمان آمد خوشمل شد ولی هنوز تموم نشده...

عصری خواستیم یه سر بریم بیرون که هوااایی عوض کنییم که دیدیم وووو هوا چقدر آلوده ست اکثر مردم ماسک زده بودن منم که حساااس فوری حساسیتم شروع شدددو برگشتیم منزل... اینم از بیرون...

میخوام برم یه کلاسی چیزی که سرگرم شم ولی کلیی فک میکنم پیدا نمیشه کلاسی هم مورد علاقه باشه هم وقت گیر که سرمان گرم شوددد...

اینم توت فرنگی خانگی از محصولات بنددده... بیکاریه دیییه.... هر روز که قرمزیش بیشتر میشه کلی خوشبحالمون میشه و انرژی میگریم ...

                                  http://uploadkon.ir/uploads/d9852ca3a5c21e47988cdc31fb5a07e9.jpg

                                  http://uploadkon.ir/uploads/614ac0edc8589a673beaf8c9e25ea250.jpg


[ دوشنبه یکم خرداد 1391 ] [ 22:12 ] [ دخمل کوشولو ] [ ]

عشقولانه...

HELLO:

عشقولی پنجشنبه شب تقریبا ساعت نزدیکای 8.5 بود که رسییید کلییی خوشبحالم شد از اینکه عشقولیییم اومد ...   دیه اومدن ایندفعه کلی فرق داشت دیه قرار نیست اونجولی دوباره بره دیه قراره اینجا بمووونه... دیه جمعه عشقم رفت مهمونی بهدش برا شنبه قراریدیم همو ببینییم... ساعت 11.15 قرار شد بریم ولی من بازم دیرم شددد گفتم 11.30 بریم که با 5 دقیقه تاخیر رسییدمو عالفیم رسیده بووود... وووی کلی ذوق کردم دیدمممت خیییلی دلم برات تنگ شده بووود... رفتیم تو ولی میزی که همیشه اونجا میشینیم گویا تغییر داده بودددن و یه جا دیه نشستیییم... مثل همیشه گذر زمانو حس نکردددم ... کلی خوش گذشت پیش عشقققم خییییلی دوست دارم عارفیییی... دیه 1.15 بود که دیه عازم خونه شدم... دیه زود زود وب میدیمو همو میبینیییم... اینم گلی که آقاااامون برام خریده بووود برا روز زن... وووی عزیزم مرررسی خیییلی عاشقتتتتم ....

                               http://uploadkon.ir/uploads/f059fb25bb3a91f1f673d8c813f4cf0f.jpg


وقتی تو مال منی ، وقتی در لحظه های دلتنگی در کنارمی ، دیگر چه آرزویی داشته باشم از خدا . . .
وقتی عاشقانه مرا میخواهی ، همیشه و همه جا هوای مرا داری ، دیگر چه  بخواهم از این دنیا . . .
من در این دنیا هستم و تو در کنارم ، اینهمه عشق است در برابر چشمانم . . .
وقتی  گلی مثل تو در باغچه دلم شکفته ، یک گلستان است که در دلم نهفته
و اینجاست که عطر حضورت همان هوای نفسهای من است و با این نفسهاست که عاشق مانده ام ، تو مال منی و من از همه کس بی نیاز مانده ام . . .
وقتی در لحظه های خواستنت تو را در کنار خودم دارم ، چرا به دنبال تو بیایم ، تویی که همیشه در قلبمی و میتپی برای عشقمان . . .
تو در خانه عشقمی و من تکیه گاهت ، عشق من خیلی میخواهمت . . .
این تو بودی که به من عشق دادی ، نفس دادی ، این تو بودی که معنای زندگی را به من یاد دادی
این تو بودی که محبتهایت مرا عاشق کرد ، مهربانی هایت مرا اسیر دلت کرد . . .
این تو بودی که مرا به اوج بردی ، دستانم گرفتی و مرا تا آنجا که هر دویمان آرزو داشتیم بردی
وقتی یکی مثل تو را دارم ، چرا باید از غم و غصه بنالم ، همیشه شاد میمانم و آواز عاشقی را میخوانم
با هم در کنار هم ، مثل همیشه ، همیشه عاشق هم !


خیییییییییییییییییییییییییییلی دوست دارررم عزیززززم...

[ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ 1:49 ] [ دخمل کوشولو ] [ ]

پایان سربازی...


         EmoticonEmoticonEmoticonEmoticonEmoticonEmoticonEmoticonEmoticon

عاااارفیم داره میاااااااااااااااد... خیییییییییییییلی خوشحالم.............. بالاخره تمومییییید.... عشقم بی صبرانه منتظرتتتم....Smiley


                                                                                Emoticon
[ پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391 ] [ 16:45 ] [ دخمل کوشولو ] [ ]

بیست و دومین ماهگرد...

 تقدیم به عشششششقم...

تو ستاره ای هستی در آسمان دلم که هیچگاه خاموش نمیشوی...

 

تو خاطره ای هستی ماندگار در دفتر دلم که فراموش نمیشوی...

 

همیشه تو را در میان قلبم میفشارم تا حس کنی...

 

تپشهای قلبی را که یک نفس عاشقانه برایت میتپد...

 

از وقتی آمدی بی خیال تمام غمهای دنیا شدم....

 

و تو چه عاشقانه شاد کردی خانه قلبم را...

 

نگاهم مال تو هست ، دلم گرفتار تو است ...


من تو را دارم و به هیچکس جز تو نمی اندیشم...


مال من هستی و همین است که من زنده هستم ....


در قلبم هستی همین است که همیشه شاد هستم....


جنس نگاهت درخشان بود که قلبم عاشق چشمانت شد...


و اینگونه همه روزهایم فدای یک روز با تو بودن شد...


و حالا میخواهم تمام عمرم را فدای عشق بی پایانت کنم....


تو ستاره ای هستی در آسمان دلم که هیچگاه خاموش نمیشوی....


تو مثل و مانندی نداری ، تو فرشته ای و در قلبت جای تاریکی نداری....

بیست و دومین ماهگرد عشقمون مباااارک عزیزم....   آرزوم اینه که حتی یک روز از سال هم بی تو نگذرررره عشقققم ... Smiley                                                                                  خییییلی دوست دارررم عارررفم...



[ یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391 ] [ 23:30 ] [ دخمل کوشولو ] [ ]

تولدت مبارک عشق من...


گروه گل یاس


تولدت مبارک عشقم....


تولدت مبارك خوش اومدي ستاره
اگرچه از راهِ دور هيچ فايده اي نداره
شمع ارو روشن كن و به جام دو تا رو فوت كن
نميشه پيشت باشم فقط برام سكوت كن
اون كيك رويا ئيتو ببُر با دست نازت
واسه همه بخونو برو سراغ سازت
تو دل مثل دريات هزار تا آرزو كن
با من عاشق از دور بخون و گفتگو كن
تو اين روز تولد عيد تو ماه و مريخ
اين روزخوب مي مونه هميشه توي تاريخ
ميان براي تبريك تمام سياره ها
امروز چراغونيه تو همه ي قصه ها
خدا تو اين روز پاك تورو بما هديه داد
همه مثِ هم بودن فرشته شو فرستاد
يك سبد عشق آوردي از آسموناي دور
چه اسمي روت گذاشتن پر از شكوه و غرور
همه قرار امروز مثل تو مهربون شن
باغا ميخوان گل بدن برگا ميخوان جوون شن
بادكنكاي رنگي شمع و گل و فشفشه
الهي زنده باشي تا آخرِ تا هميشه


عااااارف عزیزم تولدت مبااارک عششقم.... امسالم قسمت نشد این روز خییییلی قشنگو کنار هم باشیم ولی از همین راه دووور واست بهتریناااا رو آرزو میکنم... ایشالا هزار سال زنده باااشی و این روزو باهم جشن بگیییریم... خییییییییییلی خیییلی دوست دارم ....



هر انسان لبخندی از خداست و تو زیبا ترین لبخند خدایی بهانه زندگیم تولدت مبارک . . .



یه کیک خیلی خوش طعم، با چند تا شمع روشن یکی به نیت تو یکی از طرف من الهی که هزارسال همین جشنو بگیریم به خاطر و جودت به افتخار بودن
   






یه هدیه کوشولو برا عالفیم برا تولدش عزیزم رو لینک زیر کلیک کن... یادت باشه اونجا کلیدو بزنی ...


 http://www.persiancards.com/images/ecard/57.swf


[ سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 21:18 ] [ دخمل کوشولو ] [ ]

دل گرفتگی...

HELLO:

دلم عجیب گرفته... دلم برا عشقم خیییلی تنگ شده... دلم تنوع میخواد از این روزای تکراری کارای تکراری خسته شدم ناشکری نباشه ها ولی یه جورایی دیه افسرده شدم حس میکنم ... هیچ جایی رو به جز اتاقم دوست ندارم همش دوست دارم تو اتاق خودم بشینم فکر کنم... یه تنوع میخوام که سرم گرم شه... امروز قراره داشم اینا بیان برا شام اینجا مامی اصرار که توام بیا بالا تموم کنین دیه ولی من دیه نیتونم دلم پره اصلا دوست ندارم ببینموشون اعصابم خورد میشه همش اون حرفای بچگونشون دروغایی که الکی گفتن یادم میفته خیلی دوست داشتم تمومش کنم ولی با یاداوری اون حرفا اصلا نمیتونم... من خیلی کم پیش میاد که اینجوری دلم شدید بشکنه من خیلی سعی کردم که نذارم به اینجا برسه ولی اونا فک کردن من همیشه اونجوری میرم دنبالشونو اونا هر کاری کنن هر حرفی رو به دروغ بزنن من بهم برنمیخوره ولی فکر اینجاشو نکرده بودن .... بسیارم پشیموننااااا ولی دیه نمیشه من خیلییی ناراحتم... این اوضاع عذابم میده...

[ شنبه نهم اردیبهشت 1391 ] [ 16:40 ] [ دخمل کوشولو ] [ ]

کمتر از سه هفته...

HELLO:

وارد اولین هفته ماه اردیبهشت 91 شدیم... ماهی که خیلی وقته انتظارشو میکشم شب و روزامو شمردم برا رسیدن به این ماه از تقویم... چرا که سربازی عشقول خان این ماه تموم میشه ایشالااااااا ووووی خیلیی خوشحالم یعنی دیه تموم میشششه... حالا این هفته قرار بود عشقم بیاد ولی از این بابت که برا عیدم مرخصی در نظر گرفتن دیه مرخصی ندادن و موند برا هفته آخر پس کمتر از 3هفته تا سربااازی...    

و اما اندر حال و هوای این روزها که شدیدا حوصله اینجانب تو خونه سر میره جالبه حس سرکار رفتن اینام ندارماااا هی روزنامه میگیرررم ولی یه جورایی همش دوست دارم کارایی که مورد علاقه امه انجام بدمو الان اهل خونه ام فک میکنن مثلا خییلی فکرم مشغوله کاره...      مامی هی میگه برو یه نرم افزاری چیزی یادبگیر که یه کاریم پیش اومد معطل نشی و یه مدرکی چیزی باشه ولی من اصلااا حوصله اشو ندارم همش جا خالییی... از این بابت که زیاد تو خونه نباشمو سرم گرم شه شدید در فکر رفتن به یه آموزشگاه خیاطی بوودم که بسیااار علاقه فراوان به طراحی لباس و خیاطی دارم من تو انتخاب رشتمو اینا خیلی این طراحی و دوخت لباسو دوست داشتم ولی به خاطر همین حرف این و اون مهندسی اینا انتخاب کردم ولی الااان بسیاار پشیمونم چون میدونم که تو اون یکی خیییلی الان موفق بودم چون واقعا علاقه بیش از حد داشتم ولی افسوووس... ولی حس میکنم برا هیچ کاری دیر نیست خلاصه یه چند جا رو گشتم زنگولیدمو اینا ولی همشون متدشون متریک بود ولی من گرلاوین میخواستمو از این رو فعلا تعطیل شد این کارم البته من دی وی دی خیاطی دارم که خیییلیم مفیده و خیلی وقته شروع کردمو میدوزم گهگاه ولی به خاطر اینکه سرم گرم شه برم بیرون زیاد خونه نباشم دوست داشتم برم کلاس که فعلا نشد...

عشققققم میدونی چقدر دلم برات تنگ شددده  شبا اینقدر گریه میکنم همش دلم میگیره با اینکه میدنم خیییلی کم مونده ولی من خیییلی دلم تنگگگه برات... هر لحظه به یااادتم عزیزززم...   


Seviyorum seni
Canımdaki yaşayan can gibisin
Her an seninle yaşıyorum
Karanlık gecemde gözlerin bir yıldız gibi parlıyor
Sevginin sıcaklığı süzülüyor yüreğime
Seni sevmek için kalbimdeki
umut kırıntılarını senin yüzündeki tebessümlere yüklüyorum
Seninle, iki ayrı bedeninin tek kalbindeki bir sevdayı yaşıyoruz
Sana söylediğim her kelime,
sana okunan her şiir senin
kalbindeki sevgiyle güzelleşip özel bir sevda oluyor


خیییییییییییییییییییلی دوست دارم عشققم....

[ دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 18:36 ] [ دخمل کوشولو ] [ ]

حس و حال این روزها...

HELLO:

یه چند روزی بود کسل بودم احساس پوچی داشتم همش حوصله ام سر میرفت ولی نیدونم چی شد از دیروز سرحال شدم رفتم مرکز کاریابی ثبت نام کردم حس کردم یه تنوعی اومد به زندگیم ... بهد یه طرح هایی برا اتاقم به ذهنم رسید که درست کنم قشنگ بید کلی حالم خوووبید ... دلم برا عشقم تنگ شده میرم بیرون تو این هوای قشنگ همه پیش عشقولیشونن منم دلم میگیییره عالفیمو میخواااام میخوام همش پیشم بااشه ...   

از جمله کارهای این هفته اینکه امروز یه عدد شیرینی پختیدم شیرینی نارگیلی ولی چسبید به کاغذش و خوردنش بسی مشکل   و نتیجه این شد که این شیرینی باید روی یه شیرینی دیه بیاد مثل شیرینی زبان...

این هفته شیرینی قطاب توسط بنده پخته شد که بسی خوشمزه بید و زودی تمووومید میخوام عشقولی اومد برا اونم بدرستم...

یه عدد عروسک بافتم جوجه اردک ووووی خیلی نازه   مخصوصا اینکه سیاه بید خیلی بامزه است خوشمان آمد ولی میدمش به عجقم میخوام یه کیسه دیه ببافم بذارمش توی اون بدم بهههش... قطاب و عروسک عکسارو میذارم ادامه مطلب...

از جمله یکی از کارای مهم این هفته گرفتن مدرکم بووود که از اول اسفند برا اون درگیر بودموو خلاصه گرفتمو خلااااااص...

زبانمو مرتب نگاه میکنم بعضی وقتا یه چندتا فیلمم نگا میکنم که از اون لحاظم تقویت بشه .. عالفی هفته دیه شاااااید بیییییاد خوشحالللم خیییلی... دیه خبر خاصی نبید...



ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391 ] [ 21:5 ] [ دخمل کوشولو ] [ ]

اندر حال و هوای این روزها...

HELLO...

این روزا کار خاصی نمیکنم بیشتر میخوابم بعضی وقتا خیاطی میکنم که چون از کارای مورد علاقه امه یکم سرحال میشم   زبان میخونم دیه هییییچی...   کم کم داره حوصله ام سر میره خونه تو فکر یه کارم تا یکم سرم گرم شه... عشقول خانم که دلم برااااش خیلی تنگولیده شاید اگه جور شه هفته دیه بیاااد کاش بیاااااااااااااد... با نزدیک شدن به تموم شدن سربازی عالفی طاقتم دیه کم شدددده همش دلم میگیره دوست دارم کنارم باااشه قبلنا که زیاد مونده بود از سربازی اینجولی نبودم ولی الان دیه هر روز میشمرم یه روز کم میکنم کلی ذوق میکنم به خاطر اون یه روزی که کم میشه ... عالفیمم دیه خسته شددده میخواد زودی تموم شه و خیییلی کم مونده عزیززززم... خوشحالم خیییییلی از اینکه این مرحله سخخخت داره تموم میشه این همه دوری این همه دلتنگی ایشالا رو به پایاااانه...

اگر دریای دل آبیست، تویی فانوس شبهایش / اگر حرفی زدم از گل، تویی مفهوم و معنایش

خییییییییییییییییییییییییلی دوست دارم عششششقم...


[ چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391 ] [ 15:38 ] [ دخمل کوشولو ] [ ]

بیست و یکمین ماهگرد...


۩۞۩  سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرشباهنگ Shabahang's Pictures ۩۞۩

دیروز 17 فروردین بود و بیست و یکمین ماهگرد من و عششششقم...Emoticon  عزززززیزم بیست و یکمین ماهگرد عشقولانگیمووون مبااااارک... Emoticonخییییییلی خوشحالم یه ماه دیگه در حالی گذشت که هر ثانیه اش به یادت بوددددم و هیچی برام لذت بخش تر از این نییست.... دلم برااات خیلییی تنگ شددده عشقووولی ولی دیه چیزی به تموم شدن این دلتنگیااا نموندهSmiley کمتر از یک مااااااه به تموم شدن سربازی عالللللفییم....هووراااااEmoticon






به پاکی قلبت سوگند بدون طنین زیبای صدایت نمیتوانم زندگی کنم

تا دنیا باقی است عاشقانه دوستت دارم... 

  

             
[ جمعه هجدهم فروردین 1391 ] [ 16:4 ] [ دخمل کوشولو ] [ ]